تبلیغات
₪ مجله فی فا ₪ - فوتبال ژورنالیستی، ژورنالیسم فوتبالی

طراحی سایت

قالب وبلاگ

طراحی سایت


₪ مجله فی فا ₪
₪ مجله فی فا ₪

عجیب نیست که چهره اول فوتبال ایران نه یک بازیکن یا مربی جذاب و بلکه یک مجری تلویزیونی به نام فردوسی پور است. در میان عامه مردم ژورنالیست هایی مثل حمیدرضا صدر و امیر حاج رضایی از همه بازیکنان لیگ محبوبتر هستند، هزار نفر هم برای تماشای بازی دو تیم اول و رقبای سنتی فوتبال ایران به ورزشگاه نمی روند ولی ایران بیش از ده روزنامه و چندین مجله فوتبالی دارد

Entezaei

ابتدا: این فوتبالی است که فقط در سطح رسانه ها داغ و جذاب است.  ورزشگاه های آن خالی است، سالهاست در آن هیچ تولید کیفیتی صورت نمی گیرد، لیگ آن هیچ ستاره ای ندارد و مسابقات آن در نازل ترین و کسالت بارترین سطح فنی رخ می دهند، با این وجود هیچ وقت رسانه های فوتبالی و ژورنالیست های ورزشی اینقدر در ایران مهم و اثرگذار نبوده اند. عجیب نیست که چهره اول فوتبال ایران نه یک بازیکن یا مربی جذاب و بلکه یک مجری تلویزیونی به نام فردوسی پور است. در میان عامه مردم ژورنالیست هایی مثل حمیدرضا صدر و امیر حاج رضایی از همه بازیکنان لیگ محبوبتر هستند، هزار نفر هم برای تماشای بازی دو تیم اول و رقبای سنتی فوتبال ایران به ورزشگاه نمی روند ولی ایران بیش از ده روزنامه و چندین مجله فوتبالی دارد و پر بیننده ترین برنامه تلویزیونی در کل جهان فارسی زبان برنامه مربوط به حواشی فوتبال یعنی نود است. جالبتر این است که حتی پخش خود مسابقات زنده و حساس فوتبال به اندازه برنامه ای که هفته بعد به حواشی آن مسابقات می پردازد بیننده ندارد. بله، این فوتبالی است که فقط در سطح رسانه ها جریان دارد.

بعد:  اینکه هر باشگاهی یک بیانیه نویس به استخدام در آورده، هر فوتبالیستی دو سه نفر مشاور رسانه ای دور خود جمع کرده و یکی دو هفته تاخیر در پخش برنامه نود می تواند کلی فضای سیاسی منفی علیه حاکمیت ایجاد کند از دیگر نشانه های تفوق ژورنالیسم در فوتبال ایران است. اما یک نشانه جذابتر موج جدید راه اندازی وب سایت و وبلاگ توسط بازیکنان لیگ است. بازیکنانی که ظاهرا خود دست به قلم می شوند یا مبلغش را می پردازند تا کسی به جای آنها دست به قلم شود تا مبادا در این وانفسای  نبرد رسانه ای عرصه را به رقبا ببازند. در چنین فضایی عملا همه متوجه شده اند که مهم نقش افرینی مستقیم در متن فوتبال نیست بلکه مهم  حضور موثر در سپهر رسانه ای فوتبال است. مگر نه این است که با مجریگری برنامه های تلویزیونی ، بله فقط با مجریگری در تلویزیون یا یکی دو بار حضور در برنامه های فوتبالی تلویزیون به سرعت و به راحتی می توان با نیمکتهای مربیگری در حتی سطح تیم های ملی رسید؟

دیگر: فوتبال ایران اکنون با پدیده های پیچیده ای تحت عنوان فوتبالیست-ژورنالیست مواجه شده است. افرادی مثل مجید جلالی یا مایلی کهن و خیلی های دیگر. شما با ذره بین هم بازی تیم های جلالی را نگاه کنید هرگز کیفیت فنی متفاوتی با دیگر تیم های  لیگ پیدا نمی کنید اما در سطح رسانه ها او به عنوان یک نابغه و تئوریسین  فوتبال حضور دارد. به مصاحبه های سنجیده و کاملا مهندسی شده جلالی دقت کنید. او هر چه در متن واقعی فوتبال میانمایه است، اما تردیدی نیست که در سطح ژورنالیسم فوتبالی می تواند متصف به همان اوصافی بشود که ذکر آن رفت. کمتر مربی در فوتبال ایران ادبیاتی به سخافت و رفتاری به خشونت مایلی کهن دارد. دست کم ده سال است که هیچ موفقیتی هم در عرصه مربیگری نداشته و بالعکس تا دلتان میخواهد تیم به دسته پایینتر نزول داده است، اما او همیشه هست و حضور دارد زیرا آوردگاه ژورنالیسم فوتبالی ایران به یکی مثل او هم احتیاج دارد تا همیشه همگان را به رعایت اخلاق و ارزشمداری فرا بخواند. فقط ظاهرا در انتخاب مجری این نقش چندان خوش سلیقگی نشده است.

همچنین: اما بی تردید سرآمد همه فوتبالیست-ژورنالیست های ایران افشین قطبی است. مردی که از همان اول پی برد راه یکه تازی و بهره جویی در فوتبالی که متن آن نه در مسطیل سبز و بلکه در قاب تلویزیون یا صفحات روزنامه ها و خبرگزاری ها رخ می دهد چیست. از آب و شانه کردن مو بگیر تا اصرار تصنعی بر یک لهجه فینگلیش و استخدام دوستان ژورنالیستی که صبح تا شب سابقه همکاری او با هیدینک و ادووکات را توی سر ملت بکوبند.  به او فرصت مربیگری در یکی از دو تیم بزرگ ایران و همچنین تیم ملی داده شد تا جرعه ای از آن دریای علم و دانش بین المللی را به کام تشنه فوتبال ایران بنوشانداما شگفت است که هرگز...

بله هرگز تیم های او اندک تفاوت فنی و کیفی با دیگر تیم های لیگ ایران از خود بروز ندادند و بااین وجود هنوز هستند کسانی که پشت سر او آه و ناله سر می دهند که حیف شد که چندان شربتی از لب لعلش نچشیدیم و برفت. هیچکس اکنون به یاد نمی آورد که قرار بود او سرچشمه یک جریان فنی تازه در فوتبال ایران باشد اما کار به انجا رسید که ازنیمه بازی ایران و کره جنوبی در جام ملتها همه آرزو می کردند که ای کاش این تیم کمی از شور و حرارت معمول تیم های میثاقیان و دست نشان و علی حنطه را داشت. قطبی رفت اما هنوز کسی پیدا نشده که به مردم توضیح دهد در چارت کادر فنی یک تیم فوتبال جایگاه یک ویدئو آنالیزور دقیقا کجاست. کسی این توضیح را نمی دهد چون مقولاتی مثل ویدئو و آنالیز اساسا به ژورنالیسم نزدیکترند تا فوتبال و به همین خاطر آقای ویدئو آنالیزور می تواند خیالی راحت داشته باشد که  در فوتبال ژورنالیستی ایران آدم طعم آشنایی مثل او هرگز فرو کاسته نمی شود.

سرانجام: چند وقت پیش امیر قلعه نویی گفته بود در مقیاس فوتبال ایران من هم به اندازه مورینیو موفق بوده ام پس چرا به من مورینیوی ایران نمی گویند؟ موضوع ساده است: برای دستیابی به چنان عنوانی قلعه نویی باید در وهله اول قواعد ژورنالیسم فوتبالی را یاد بگیرد. کار سختی هم نیست. چند واژه مطنطن و نقل قولهایی از مشاهیر را حفظ کند، یک لبتاب زیر بغلش بزند و دوستانی استخدام کند که پشت تلفن به جای او مصاحبه کنند یا دست کم اینکه قبل از هر مصاحبه یادداشتهایی به دست او بدهند پر از عباراتی مثل راهکار و راهبرد و استراتژی و سطوح برنامه ریزی و غیره. برای درست کردن لهجه جنوب شهری اش هم باید چند وقتی او را یکه و تنها رها کنند توی یک کشور خارجی. شک نکنید که در بازگشت از این سفر و با اصلاح لهجه و تجهیز آن به بر خی لغات انگلیسی، ایران صاحب یک مورینیو وحتی شاید سر آلکس فرگوسن خواهد شد.

  در فوتبال ژورنالیستی ایران که ورزشگاه ندارد و تماشاگر ندارد و کیفیت ندارد اما تا دلتان بخواهد هیاهو و سر و صدا دارد، داشتن یک مورینیو یا فرگوسن به همین راحتی امکان پذیر است.

.: Weblog Themes By Pichak :.


تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : پیچک